خدایا!!!

روز ِ نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد
وقلب من نیایش می کند:
خدایا! مرا متبرک کن
تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام بر میدارم
با تحسین و حیرت
زیبائی را بجویم که همانا سرشت «تو»ست.
خدایا مرا برکت آن بخش
که هر روز وظیفه خویش را به انجام برسانم
به برادران و خواهرانم یاری برسانم
تا بار خود را در فراز و نشیب زندگی بر دوش کشند.
و هر روز نیایش کنم:
در آفتاب و باران بادا که خواست «تو» تحقق پذیرد.
آمین

 

همه چیز از آن خداست

شرق از آن خداست

غرب از آن خداست

و سرزمین های شمال و جنوب نیز

آسوده در دستان خداست

اوست که عادل مطلق است،

و خوان عدل خود بر همگان گسترده.

باشد که از میان اسماء صدگانه اش

او را به همین نام بستاییم، آمین.

ندانم کارم و به خطا می روم

لیک تو می دانی چگونه از خطایم بازداری.

به هر کاری،

یا به وقت گفتن شعری،

مرا باشد که راه بنمایی.

اگر فکر و حواسم این جهانی است،

بهره ای والاتر از این بهر من نیست.

روح را خاک نتواند مبدل به غبارش سازد،

زیرا هر دوم به تلاش است تا فرارود.

هر نفسی را دونعمت است،

دم فرو دادن و برآمدنش،

آن یکی ممد حیات است،

این یکی مفرح ذات،

و چنین زیبا، زندگی درهم تنیده است.

و تو شکر خدا کن به هنگام رنج

و شکر او کن به وقت رستن از رنج

 

یوهان ولفگانگ فن گوته

عکس (متفاوت)

پاییز زیبا در خیابان ولیعصر تهران

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

کمی بخندیم

نام و نام خانوادگي : نفهم

كلاس: دبستان
موضوع انشا : سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود.
سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد.سال گذشته پسر خاله ام زيرچرخ تريلي رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/hallcandysmile.gif و خيلي خوش گذشت. Happy Danceما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون دليل! من در پارسال خيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شومsmile смайлики смайлы و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت connie_mama.gifو من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو، در سال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم عصباني مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيدي جمع كرده ام، Yahولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه بسيار بد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شو نگاه میکند  و بشكن مي زند.dance3.gif پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب(شراب) و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير

اللهم عجل لوليك الفرج

بهار وقتی از پنجره سرک میکشد

بی آنکه بخواهی یاد بنفشه و یاس و اقاقی دارد

کاش زودتر برسد آن روز، كه شميم بهار را

از پيراهن يوسف سفر كرده بشنويم

در انتظار بهترين نوروزگار ، نوروزتان مبارك