الهی...

الهی ، بنده وار به درگاهت آمدم به امید یاری چون میدانم رهایم نمیکنی

نگاه ملتمسم را دریاب که تو را میخواند...

الهی ، پناهم ده ، با دلی پر از درد به سویت آمدم به آن امید که در آغوشت آرام گیرم.

معبودم  ، کمکم کن که دریابم : اندکی صبر سحر نزدیک است

پ.ن

+ خدایا کمکم کن کم نیارم.

+  زمزمه ی درونم این شده: آن خدایی که بزرگش خواندی     به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

شاید آخرین دیدارت باشد

 

دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد، کسی را تحقیر مکن شاید محبوبِ خدا باشد ، از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد ، سرنماز اول وقت حاضر شو شاید آخرین دیدارت با خدا در زمین باشد...

اندیشمند بزرگ خانم ترزاهانت میگوید:

بیاموزیم که زمزمه های دل دیگری را شنیدن و سخنان بی کلام آن را دریافتن تنها استعداد انسانهای بخت یاریست که برای جهان بسیار عزیزند

صمیمانه ترین تبریک برای تو

 

روز تولد انسانها در هیچ تقویمی یافت نمیشود ، چرا که فقط

در قلب کسانی است که به آنها عشق میورزیم . . .

محبوبه جان ، تولدت مبارک

راز آفرینش


روزی در رویا به آن پیدای پنهان گفتم :
مرا کجا می فرستید ؟ پاسخ داد :به زمین  پریشان پرسیدم :چرا ؟ گفت :برای " علو درجه " گریستم و گفتم : پس حد اقل راه بازگشت را نشانم دهید ! آن مهربان گفت : دو فراتر از فرشته پر پرواز تو خواهند شد تا  به سوی من بازگردی . آهي كشيدم  و آهسته زير لب گفتم :کاش مرا هم فرشته می آفریدید ! تا همیشه مُحرم و مَحرم  و مقرب باشم.پروردگار لبخندي زد و گفت :

وقتی با افتخار بازگردی دیگر چنین آرزویی نخواهی کرد !

پ.ن

+ خدایا کمکم کن که با افتخار بازگردم...


ای ستاره ها

ای ستاره سلام !

ای ستاره ی غريب !

ما اگر زخاطر خدا نرفته ايم ، پس چرا به داد ما نمی رسد ؟

ما صدای گريه مان به آسمان رسيد ! از خدا چرا صدا نمی رسد ؟

ای ستاره ما سلاممان بهانه است ! عشقمان دروغ جاودانه است !

در زمين زبان حق بريده اند ، حق زبان تازيانه است !

و آنکه با تو صادقانه درد دل کند ،

های های گريه ی شبانه است ،

ای ستاره شب بخير . . . . .