آخرین کلام 88 از مسافر:
کم کم داره بهار میاد و...
انگار همین دیروز بود که آخرین آپ سال ِ۸۷ انجام شد و از دوستان برای سفر مشهد خداحافظی کردم
عجب از روزگار و عجب از گذشت ثانیه ها که هر لحظه اش یک درس و هر ثانیه اش میتونه یک تجربه ی بزرگ باشه.
جای کسائیکه عید سالهای پیش کنارمون بودند وامسال نیستند ، جای گلهایی که توی این سال پر پر شدند و داغی بسی بزرگ به دل ِ خاندانشون گذاشتند خالیه... روحشان شاد.
راستی، اگر توی این سال حرفی زدم که به کسی بر خورد یا باعث رنجش خاطر کسی شد ببخشید و حلال کنید.
سال نو بر تمامی ِ ایرانیان مبارک و خجسته باد.
به امید بهاری سبز و ایرانی سبز تر درشادی و سلامتی ِ کامل.
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب
اعوذ بالله من نفسی...