آخرین کلام 88 از مسافر:

با سلام خدمت تمامی دوستان و بینندگان این وبلاگ:

کم کم داره بهار میاد و...

انگار همین دیروز بود که آخرین آپ سال ِ۸۷ انجام شد و از دوستان برای سفر مشهد خداحافظی کردم

عجب از روزگار و عجب از گذشت ثانیه ها که هر لحظه اش یک درس و هر ثانیه اش میتونه یک تجربه ی بزرگ باشه.

جای کسائیکه عید سالهای پیش کنارمون بودند وامسال نیستند ، جای گلهایی که توی این سال پر پر شدند و داغی بسی بزرگ به دل ِ خاندانشون گذاشتند خالیه... روحشان شاد.

راستی، اگر توی این سال حرفی زدم که به کسی بر خورد یا باعث رنجش خاطر کسی شد ببخشید و حلال کنید.

سال نو بر تمامی ِ ایرانیان مبارک و خجسته باد.

به امید بهاری سبز و ایرانی سبز تر درشادی و سلامتی ِ کامل.

 

بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب

 

 

...

مناسب ترین کلمه:خداوند
زیباترین کلمه:عشق
پر احساس ترین کلمه:محبت
پر معنا ترین کلمه:نگاه
عالی ترین کلمه:دوستی
تلخ ترین کلمه:جدایی
دردناک ترین کلمه:خیانت
بد ترین کلمه:تمسخر

داستان شیرین و فرهاد

مهرورزان زمانهای کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که تویی
بر نیاید دگر آواز از من
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هر چه میل دل دوست
بپذیریم به جان
هر چیز جز میل دل او
بسپاریم به باد
آه
باز این دل سرگشته من
یاد ‌آن قصه شیرین افتاد
بیستون بود و تمنای دو دوست
آزمون بود و تماشای دو عشق
در زمانی که چو کبک
خنده می زد شیرین
تیشه می زد فرهاد
نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس
نه توان کرد ز بیدردی شیرین فریاد
کار شیرین به جهان شور برانگیختن است
عشق در جان کسی ریختن است
کار فرهاد برآوردن میل دل دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه در آویختن است
رمز شیرینی این قصه کجاست
که نه تنها شیرین
بی نهایت زیباست
آن که آموخت به ما درس محبت می خواست
 جان چراغان کنی از عشق کسی
به امیدش ببری رنج بسی
تب و تابی بودت هر نفسی
به وصالی برسی یا نرسی
سینه بی عشق مباد
  

(نثر ِ داستان ِ خسرو و شیرین و شیرین و فرهاد در ادامه ی مطلب)

ادامه نوشته

مناظره سه شاعر



حافظ شیرازی

اگر آن ُترک ِ شیرازی بدست آرَد د ل ِ ما را

به خال ِ هندویش َبخشم َسمرَقند و ُبخا را را

صائب تبریزی

اگر آن ُترک ِ شیرازی بدست آرَد دل ِ ما را

به خال ِ هندویش َبخشم َسر ودست و تن و پا را

هر آنکس چیز می َبخشَد ز مال ِ خویش می بَخشَد

نه چون « حافظ » که می َبخشَد َسمرقَند و ُبخا رارا

َشهریار

اگر آن ُترک ِ شیرازی بدست آرَد دل ِ ما را

به خال ِ هندویش َبخشَم، تمام ِ روح اجزا را

هر آنکس چیز می َبخشَد، به سان ِ َمرد، می بَخشَد

نه چون « صائب » که می َبخشَد، َسر و دست و تن و پا را

َسر و دست و َتن و پا را، به خاک ِ گور می َبخشند

نه بر آن ُترکِ شیرازی که ُبرده ُجمله دل ها را

وقت ِ رفتن رسیده باید رفت

وقت ِ رفتن رسیده باید رفت ...

پشتمان زیر ِ بار ِ خاطره هاست

تا شکستن خمیده باید رفت

تا که عادت کنیم بی خورشید

در شبی بی سپیده باید رفت

باغ در باغ ، باغچه در باغچه

سیب ِ سرخی نچیده باید رفت

دلنوشته 12(ایمان دارم)

ادامه نوشته

دلنوشته 11(آرش کمانگیر)

ادامه نوشته

سخنان زیبا

معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم> >> انتونی رابینز
 
 
اجازه نده ترس تو را فلج سازد>>> مارک فیشر
 
 
افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند>>>مارک فیشر
 
 
منشا همه بیماریها در فکر است>>> ژوزف مورفی
 
 
رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است>>> انتونی رابینز
 
 
چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد>>> ژوزف مورفی
 
 
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد>>> مارک فیشر
 
 
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند>>> مارک فیشر
 
 
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند.>>> انتونی رابیتز
 
 
ادامه نوشته

موزیک موقتا عوض شد

توی این پست قراره فقط در مورد موزیک نظر خواهی بشه .

موزیک فعلی یا قبلی؟؟؟

دلنوشته 10(کمی خیال میکنم )

ادامه نوشته

پروردگارا...

پروردگارا، مهربانا ...

مرا در آغوش امن خود بگیر و با من حرف بزن
مرا سرشار از آرامش خود کن

مرا در نور خود شستشو بده
بیهودگی سایه ها، نارضایتی ها، آرزوها، آزردگی ها، افکار نابجا
و هر آنچه را تصور میکنم خودم ساخته ام
و مرا از تو جدا کرده است به من نشان بده


من به آن محتاجم
تا خود را آنگونه ببینم که تو مرا میبینی
تا خود را آنطور بشناسم که تو برای همیشه مرا آنگونه شناخته ای
تا خود را آنجا پیدا کنم که تو آنجا باشی و من
در عشق تو، در آغوش تو، در خانه ی امن تو
و هر زمان کنار تو احساس امنیت کنم


بیچاره مردها (طنز)

بیچاره مردها:

اگر تیپ بزنن ، میگن با کی قرار داری ؟؟؟

تیپ نزنن ،  میگن : اصلا سلیقه نداری

زیاد بگن دوستت دارم میگن : باز چه نقشه ای تو سرته؟؟؟

نگن دوستت دارم میگن : پای ِ کی وسطه ؟؟؟

زیاد بخندن، میگن : دیوونه شدی؟؟؟

نخندن ، میگن : چه مرگِته؟؟؟

شام بخوان، میگن : فقط به فکر ِ شکمشه.

شام نخوان، میگن معلوم نیست با کی شام کوفت کرده...

و باز ... بیچاره مردها

دلنوشته 9(غزل 1)

ادامه نوشته

برای حق الناس

از من انتظار نداشتید؟؟؟؟

درسته . حق با شماست.

من چهارشنبه تا ساعت ۱۲ دانشگاه بودم (زمانیکه همه رفتند)

عصر خانم شایق اس ام اس دادند و گفتند بچه ها تصمیم گرفتند که فردا دانشگاه نرن.

حالا گناه ِ من این وسط چی بود؟؟؟

بازم اگر شما فکر میکنید من حق الناس کردم با کمال ِ میل در دیار ِ باقی جواب میدم .

رو در روی خدا  - و شخصی که نمیشناسم و به اسم حق الناس کامنت گذاشته بود.

دلنوشته 8(یک روز کاملا متفاوت)

ادامه نوشته

کی فهمید چی به چیه ؟؟؟

شاگردي از استادش پرسيد:

عشق چست ؟

استاد در جواب گفت:

به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور

اما در هنگام عبور از گندم زار

به ياد داشته باش

كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد:

چه آوردي ؟

با حسرت جواب داد:

هيچ! هر چه جلو ميرفتم،

خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به

اميد پيداكردن پرپشت ترين

تا انتهاي گندم زار رفتم.

استاد گفت:

عشق يعني همين...!

شاگرد پرسيد:

پس ازدواج چيست ؟

استاد به سخن آمد كه :

به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور

اما به ياد داشته باش

كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...

شاگرد رفت

و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .

استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:

به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم

انتخاب كردم..

ترسيدم كه اگر جلو بروم

باز هم دست خالی

 برگردم .

استاد باز گفت:

ازدواج هم يعني همين...!

و این است فرق عشق و ازدواج ...

دلنوشته 7(گفتی که من از طایفه ی سنگدلانم ، بخدا نه )

گوش كن جاده صدا ميزند از دور قدمهاي تورا

چشم تو زينت تاريكي نيست

 پلكها را بتكان كفش بپا كن و بيا

 وبيا تا جائي كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

 پارسائي است در آنجا كه تو را خواهد گفت :

 بهترين چيز

رسیدن به نگاهيست كه از حادثه عشق " تر" است..

 

ادامه نوشته

دلنوشته ی 6(زندگی درک همین اکنون است)

ادامه نوشته

ممنون از فاطمه ی عزیز

در من انگارکسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگیش

آی...بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی آن شبح هر شبه تصویر تو نیست

مگر آن حادثه ی هر شبه تصویر تونیست

پس چرارنگ تو و آینه اینقدر یکیست

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگیست بر انکار مکوش

دلنوشته 5(خدای من خدای خوب و مهربانم)

ادامه نوشته

آموخته ام

آموخته ام ..... كه گاهی تمام چیزهایی كه یك نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او ، وقلبی است برای فهمیدن وی .
آموخته ام ...... كه راه رفتن كنار پدرم در یك شب تابستانی در كودكی ، شگفت انگیز ترین چیز در بزر گسالی است .
آموخته ام ....... بهترین كلاس درس دنیا كلاسی است كه زیر پای پیر ترین فرد دنیاست .
آ‌موخته ام ....... وقتی كه عاشقید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود .
آموخته ام ..... تنها كسی كه مرا در زندگی شاد می كند كسی است كه به من می گوید : تومرا. شاد كردی
آموخته ام ..... داشتن كودكی كه در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است كه در دنیا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه مهربان بودن بسیار مهم تر از درست بودن است .
آمو خته ام ...... كه هرگز نباید به هدیه ای از طرف كودكی ( نه ) گفت .
آموخته ام .... كه همیشه برای كسی كه به هیچ عنوان قادر به كمك كردنش نیستم دعا كنم .
آموخته ام ..... كه مهم نیست كه زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ،‌ همه ما احتیاج به دوستی داریم كه لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .....

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تفاوت نیایش و دعا

نیایش برترین جلوه ی عشق است . نیایش با دعا خواندن تفاوت اساسی دارد . دعا خواندن از سر میجوشد و نیایش از دل . آنها كلمات اند و نیایش ، سكوت محض .
خدا همه چیز ما را می داند ، بنابراین ، به كلمات ما احتیاجی ندارد . او پیش از آنكه ما بگوییم ، شنیده است . نیایش ، محاوره نیست ، بلكه ارتباطی است در سكوت و خلوت . نباید چیزی گفت ، نباید چیزی خواست ، نبایدچیزی طلب كرد ، زیرا پیشاپیش همه چیز داده شده است . خدا پیش از آن كه تو او را بخوانی ، تو را خوانده است . مولوی چه خوب گفته است كه ؛ اولیا دهانشان از دعا خواندن بسته است . آنها در همه لحظات مشغول نیایش اند . در ساحت نیایش ، حتی فكر نیز باید خاموش شود . آنجا فقط چشمان خویش را ببند ، سر خویش را قدری فرو بیاور و مستغرق دریای او شو .
در آن خلوت درون ، جایی كه كلمه ای رد و بدل نمی شود ، برای نخستین بار صدای نجواگر خداوند را می شنوی . این صدا را فقط در آن سكوت و سكون عظیم می توان شنید . این صدا فقط در قلب طنین می اندازد . هنگامی كه دل را از هیاهوی دل مشغولی ها خالی كردی ، نجوای او به گوش می رسد . در واقع دل توست كه با تو سخن می گوید . دل در این هنگام ، همچون نی بر لبان خداوند نشسته است و به آهنگ او مترنم است . حتی در این ساحت نیز پیام او در قالب كلمات به گوش نمی رسد ، بلكه او بی كلام سخن می گوید . او تو را با احساس سپاس و قدردانی سرشار می سازد و تو را لبریز از حضور حقیقت در ساحت جانت می كند . او همه ی این كارها را بدون واسطه كلمات انجام می دهد . بدون كلمات و فقط در قلمرو احساس و تجربه .

تکراری

 وقتي به دنيا مي آييم درون گوشمان اذان مي گويند وقتی

 مي ميريم برايمان نماز مي خوانند.زندگي به همين كوتاهي است ۰۰۰

فاصله ي اذان تا نماز !

برای فاطمه  

سلام خانم معلم :

نمیدونم چرا امروز از صبح که بیدار شدم یادِ شما بودم شاید بخاطر دیروزو اینکه باز دیر و با عجله اومدید واسه همین تصمیم گرفتم آپ امروزم به اسم ِ شما باشه

وفا را از ماهی بیاموز که وقتی از آب جداست می میرد، نه از زنبور که وقتی از گلی خسته می شود سراغ گلی دیگر می رود.

**********

فاصله بین داشتن و نداشتن صرف فعل خواستن است.

*********

عشق نخستین بینش را نسبت به ابدیت به تو هدیه می دهد. عشق نخستین آزمونی است که زمان را به فراسو می برد. این گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمی هراسند. عشق مرگ نمی شناسد...

**********

گفتگوی ماه و نابینا: نابینا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمی بینی چطوری دوستم داری نابینا گفت اگه می دیدمت عاشق زیباییت می شدم اما الان که نمی بینمت عاشق خودت هستم.

*********

وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شاید از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده، فریاد دردت رو دوا نمیکنه، اما سکوت شاید نتونه دردتو از بین ببره اما میتونه خیلی راحت تو را از این دنیای مسخره نجات بده

*********

خداوند یک زندگی به تو داده که آنرا زندگی کنید ، خود انگیخته و بدون الگو آنرا زندگی کن. برده و مقلد نباش. خودت را دوست بدار، به خودت احترام بگذار و سعی کن همانطور که احساس میکنی زندگی کنی. و حتی اگر شکست بخوری ، راضی خواهی بود و با تقلید از دیگری ، حتی اگر پیروز شوی، در درون خالی خواهی بود و پوشالی

********

تنهایی

سالها تلاش و تفکر لازم است تا زیبایی های تنهایی را درک کنیم

خلوت تنهایی فقط بی کسی و بی یار بودن نیست

یار و همدم فقط برای دمی ایست

گذرا و فانی

اما تنهایی را که به بی یاری شناخته ایم

در اصل تنهایی نشانه ای از یار حقیقی ایست

تو هستی و خالقت

پس قدر تنهاییت را بدان و آن را با تمام وجود دوست بدار

                                                         *********

چرا تو ای شکسته دل ! خدا خدا نمی کنی ؟

 خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی ؟

 به هر لب دعای تو ، فرشته بوسه می زند

 برای درد بی امان ، چرا دعا نمی کنی ؟

 ز پرنیان بسترت ، شبی جدا نبوده یی

 پرند خواب را زخود ، چرا جدا نمی کنی ؟

 به قطره قطره اشک تو ، خدا نظاره میکند

 به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی ؟

 سحر زباغ ناله ها ، گل مراد می دمد

 به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی ؟

 ز اشک نقره فام خود ، به کیمیای نیمه شب

 مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی ؟

زندگی

سالهاست جنگیده ایم تا لحظه ای بیشتر زنده بمانیم

و زندگی کنیم

 

نمی دانم چرا در این سالها لحظه ای نیاندیشیده ایم

که چگونه زندگی کنیم

**********

زندگی

ای زندگی

 آرامشت را چه کسی خواهد دید؟؟؟

زندگی

ای زندگی

زیباییت را به کجا افکندی

شادیت سهم کدامین انسان است

سهم ما را غم و تنهایی و غربت دادی

زندگی

ای زندگی

گله ام ازغم و تنهایی و غربت نیست

گله ام ازپیمودن راهیست بی پایان!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

عاشق شده بود

ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود،
عاشق شده بود.
افتاد، شکست ، زير باران پوسيد
آدم که نکُشته بود، عاشق شده بود

**********

 

دلنوشته 4(همین امروز)

ادامه نوشته

.....

دلنوشته 3(اللهم اشف کل مریض)

ادامه نوشته