جای خالی ات

ان قدر بزرگ شده است

که می شود

در آن زندگی کرد...

*************


چهار فصل را گشتم , تکاندم
لا به لای این همه ,
یک " جفت " انتظار , دست نخورده ... قدیمی ...
هنوز " این پا و آن پا " می کند

***********


کم باش و نگران کم شدنت نباش . . .
کسی که اگر "کم" باشی گمت میکند . . .
همان است که اگر زیاد باشی "حیفت "می کند . . .

***********


وقت خرید لباس های پائیزی دقت کنید!!! لباسهایی بخرید با جیب هایی بزرگ به اندازه دو دست. شاید... همین پائیز عاشق شوید.

تمام می شود
تمام ناگفته های من
فقط چند نقطه چین باقی می ماند
تا حرف های سادگی هایم را
دوباره تکرار کنی

به یاد گذشته...

دوست دارم تنها باشم
با خیالی ؛ خالی از با تو بودن ها
دوست دارم به یاد آن روزهای گذشته
در خلوتی
کنج آرام این اتاق خالی
به یاد آن روزگاران
خاطراتم را یاد کنم

...

تو را باید دوست داشت
هر روز برای تو باید نوشت
باید در انتظارت ماند.....
چه درفصلمان پاییز باشد ویا دیگر فصلهای خدا...
ومن
دیوانه وار عاشق
این بایدهای زندگیم هستم...


تو را باید دوست داشت
هر روز برای تو باید نوشت
باید در انتظارت ماند.....
چه درفصلمان پاییز باشد ویا دیگر فصلهای خدا...
ومن
دیوانه وار عاشق
این بایدهای زندگیم هستم...

ادمین جان با اجازه

گاهی...

گاهی دل وا مانده میشود بین بودن و رفتن
اندیشه به رفتن منطقت را میطلبد و تعلق خاطر احساست را به ماندن میفشارد
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی
میخواهی بمانی
رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی
این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـم است !!!
گاهی دل وا مانده میشود بین بودن و رفتن
اندیشه به رفتن منطقت را میطلبد و تعلق خاطر احساست را به ماندن میفشارد
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی
میخواهی بمانی
رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی
این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـم است !!!

ادمین جان با اجازه

متفرقه

دلتنگى پيچيده نيست..
يــك دل
يــك بغض
يــك آسمان و
آرزوهاى ترك خورده ،
به همين سادگی.!

**************

من به آزادگی عشق نظردارم و

عشق

روشنی بخش دل تار من است
...

گرچه شب سنگین است

لیک من منتظر خورشیدم
************
 

نِـگـاهَــم ...
ايـن روزهـا ؛
دِلـتَـنـگـي را هَـوار مـي کـشــد ...
ديـگـران مـي شـنـونــد ،
امـا نـمـي فـهـمـنــد !
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
مرد است دیگر…
گاهی تند می شود، گاهی عاشقانه می گوید…
مرد است دیگر…
غرورش آسمان و دلش دریاست…
تو چه می دانی از بغض گلو گیر کرده یک مرد؟!
تو چه می دانی که چشمانت دنیای او شده…
تو چه می دانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟!
مرد را فقط مرد می فهمد و مرد…
 
***********