مگو هرگز
هرگز مگو هرگز
هرگز مگو هرگز



اینم دو کیک خوشمزه که بشینی و با عشقت بخوریش(دو مدل واستون گذاشتم که به انتخاب خودتون باشه):
به سلامتی بیل! که هرچه قدر بره تو خاک، بازم برّاقتر میشه.
به سلامتی عقرب! که به خواری تن نمی ده ( عرض شود که عقرب وقتی تو آتیش میره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش میکُشه که کسی نالههاشو نشنوه )
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره
به سلامتی اونی که بی کسه ولی ناکس نیست
به سلامتي همه خوبا كه سخت مشغول شطرنج زندگي اند و نميدونن ما مات رفاقتشون هستيم
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه
بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن، نه بچه های الان كه ابروهاشون رو بر می دارن تا شبیه مادراشون بشن
به سلامتی دریا! که ماهی گندیدههاشو دور نمیریزه .
گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم..........
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند
به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره ولی یه سرهنگ با سه تا ستاره اش دهن عالم و آدمو سرویس کرده
و به سلامتی میخی که هرچی توسرش زدن خم نشد
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن
فکر دور است همانا که خطا میبینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب
این همه از نظر لطف شما میبینم
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چهها
میبینم
کس ندیدهست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا میبینم
دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید
که من او را ز محبان شما میبینم